سلوبي ابها

سلوبي ابها

يكي از آنها روايت صدوق است به استناد خودش تا عبدالله بن فضل هاشمي كه از اجلاء اصحاب است گفت شنيدم از حضرت صادق (ع) كه فرمودند ان لصاحب هذا الامر غيبة لا بد منها يرتاب فيها كل مبطل قلت جعلت فداك و لم قال لأمر لم يوذن لنا في كشفه لكم يعني به درستي كه از براي صاحب امر غيبتي است كه چاره از آن نيست و به شك مي‌افتد در او هر باطل و گمراهي عرض كردم براي چه فرمودند به واسطه امري كه به ما اذن داده نشده كه از براي شما بيان كنيم ديگر روايت معتبره احمد بن اسحق است كه خدمت حضرت عسكري مشرف مي‌شود كه از امام بعد از او سؤال نمايد مي‌گويد آن بزرگوار برخواست و داخل خانه شد پس بيرون آمده در حالتي كه بر گردن آن بزرگوار غلامي بود. به سن سه سالگي و صورتش مانند ماه مي‌درخشيد و فرمود اي احمد اگر نبود كرامت تو نزد خدا اين پسر را بر تو ظاهر نمي‌كردم او است هم اسم پيغمبر (ص) و او كسي است كه زمين را پر كند از عدل اي احمد مثل او در اين امت مثل خضر و ذي‌القرنين است و الله ليغيبن غيبة لا ينجوا من الهلاكة فيها الا من ثبته الله به طريق تاكيد بليغ قسم ياد مي‌فرمايد كه به خدا قسم است هر آينه البته غايب شود يك نحو غيبتي كه نجات نيابد از هلاكت و ضلالت در آن غيبت مگر آنكه خدا او را ثابت و نگاه بدارد احمد مي گويد عرض كردم آيا علامتي هست كه موجب اطمينان قلبم شود كه يك مرتبه آن طفل به سخن آمد و فرمود به لسان فصيح انا بقية الله و المنتقم من اعدائه و لا تطلب اثرا بعد العين يا احمد ابن‌اسحق مي‌گويد عرض كردم بسيار مسرور شدم از اين منت ولي بفرمائيد سنت خضر و ذي‌القرنين كدام است فرمود طول الغيبة طول كشيدن غيبت او مي‌گويد عرض كردم غيبت او طولاني است فرمود اي و رب الكعبه حتي يرجع هذا الأمر اكثر القائلين به يعني بلي قسم به پروردگار كعبه كه غيبت طولاني شود كه بيشتر مردم كه قائل به اين امر بوده‌اند برگردند اي برادران ملتفت تاكيدات اين خبر باشيد و ديگر روايت معتبره محمد بن عثمان سمري كه از نواب اربعه است مي‌گويد خدمت حضرت عسگري بودم كه از آن حضرت سؤال شد كه امام بعد از او جواب داد كه پسرم م ح م د و بعد فرمود الا ان له غيبته يحار فيها الجاهلون و يهلك فيها المبطلون و يكذب فيها الوقاتون ثم يخرج فكاني انظر ا�

فالأمي عند علمائنا، الذي بعث من "الأميين"، ولكن ظاهر الكتاب للمتدبر على خلاف هذا، ولا يحق لأحد أن يلزم الناس بشيء لم يلزمهم به رسول الله أو صحابته فيما فهموه عنه مجمعين عليه كاتبين له, تقرأه العامة والخاصة. السؤال الأصل لم ترد "الأمي" وصفاً لرسول لله في القرآن إلا مرتين، ولم يوصف بها -فيما نعلم- نبياً غير محمد عليه الصلاة والسلام، فوردت مرة في دعوة اليهود والنصارى لوجوب إتباعه على أنه "الرسول النبي الأمّي"، ثم في الآية التي تليها مباشرة من سورة الأعراف 158، {قل يا أيها الناس إني رسول الله إليكم جميعاً الذي له ملك السموات والأرض، لا إله إلا هو، يحيي ويميت، فآمنوا بالله "ورسوله النبي الأمّي" الذي يؤمن بالله وكلماته واتبعوه لعلكم تهتدون}. فبهذه الصفات الثلاث متتالية يوجب الله على الناس جميعاً -بما فيهم أهل الكتاب– أن يتبعوا هذا "الرسول النبي الأمّي" .. وها هنا أصل السؤال!. فأن يؤمر الناس جميعاً باتباعه لأنه رسول من الله، أمر معقول واجب, وأن يؤمر الناس جميعاً باتباعه لأنه نبي الله، أمر واجب أيضاً، يستسيغه كل مدعو بهذه الآية, وأما أن يؤمر الناس جميعاً باتباعه، لأنه "لا يقرأ ولا يكتب"، فهمٌ فيه نظر، فلا خلاف أن اتباع "الكتاب" ومن يحمل الكتاب أولى من اتباع ما سواه. ثم من يضمن لنا ببينة، أنه لم يك


سلوبي ابها

مساء أمس الأول لوحت جدة لنا بيدها مودعة أرتالاً من المصطافين الذين استمتعوا ببرامجها الشائقة وعروضها التي باتت مدهشة للجميع.. ومهرجانها الغنائي. ومساء أمس الأول كان لا بد أن يكون ختام جدة «غير» ففنان كبير مثل محمد عبده هو من افتتح المهرجان هذا العام بروائعه التي أدخلت الجميع في جو من الطرب والاستمتاع كان لا بد أن يتواجد هنا الفنان الجماهيري خالد عبدالرحمن الذي كون خلال عدة سنوات قاعدة جماهيرية في المملكة والخليج.. ويعلن الختام.. ومساء أمس الأول امتلأت قاعة المعارض بجماهير غ



فيديو سلوبي ابها

ابهاء

مقالة عن سلوبي ابها

‏شماره كتابشناسي ملي : ۱۱۳۱۸/۱ ‏سرشناسه : شاهرودي، احمدبن محمدعلي، ۱۲۴۴ - ۱۳۱۰ ‏عنوان و نام پديدآور : حق المبين[چاپ سنگي]احمدبن محمدعلي‌ابن محمدكاظم شاهرودي‌كاتب جمال‌الدين‌بن ابوطالب الاصفهاني ‏وضعيت نشر : [طهران]محمدحسين تاجر كتابفروش طهراني‌۱۳۳۴ق. (طهران: مطبعه مشهدي خداداد) ‏مشخصات ظاهري : ۵۵۴ ص‌۳۴/۵x۲۱س‌م ‏يادداشت استنساخ : كتاب فوق در رد بهائيت مي‌باشد ‏مشخصات ظاهري اثر : نسخ مقوايي، وكش تيماج قهوه‌اي، قرمز (۸۲۶۶، ۵۴۳۳)، مقوايي، روكش تيماج قهوه‌اي (۹۴۳۶)، مقوايي، روكش تيماج قهوه‌اي روشن ()۱۱۳۱۸ ‏موضوع : مهدويت ــ انتظار ۲. بابيگري ــ دفاعيه‌ها و رديه‌ها ۳. بهائيگري ــ دفاعيه‌ها و رديه‌ها ‏شماره بازيابي : ۱۱۳۱۸ ن.۱ ث.۲۵۶۸۹۱ ۸۲۶۶ ن.۲ ث.۵۳۰۱۲ ۹۴۳۶ ن.۳ ث.۲۵۳۳۰۸ ۵۴۳۳ ن.۴ ث.۸۲۵

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين الحمد الله الذي تجلي للقلوب بالعظمة و احتجب عن الأبصار بالعزة و الصلوة علي تمام عدته و اخر لبنته من بيت نبوته و منتهي ورق من صحيفة رسالته الصادع بالشريعة الاسلامية خاتمة شرايعه و اديانه و علي اوصيائه القائمون بامره الي يوم لقائه سيما موعود الامة و منتظر الملة جامع الكلم و الأمم و باسط العدل و ناشره و مبير الجور و رافع الظلم الباقي حجة فلا حجة بعده اخر حججه و امنائه الثاني عشر من اولاده و بعد چنين گويد عبد جاني خاطي احمد بن محمد علي ابن محمد كاظم شاهرودي خراساني چون برحسب ابناءات گذشتكان و انذارات پيشينيان از انبياء و ائمه هدي نسبت به ظهور مفتريان و شيوع كاذبان به دعوي مهدويت و قائميت و نبوت و مسيحيت و بلند شدن رايات مشتبهه ازمنه تمحيص و امتحان فرارسيده و جمله از بي‌خبران از فتن و حوادث اين اوان و غافلان از نصايح پدران مهربان و فراموش كنندگان وظايف اين زمان كه كونوا احلاس بيوتكم و اسكنوا ما سكنت السموات و الارض و تمسكوا بالأمر الاول حتي يتبين لكم و كونوا علي ما انتم عليه در مقام نقض عهد و نكث بيعت برآمده كالتي نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا و گوشها را از آن صداي مبارك كه از صاحب نداي كوي حري بلند شده كه لاتغيير لملته و لا تبديل لشريعته و لا كتاب بعد كتابه و لا سنة بعد سنته و من ادعي فاقتلوه و من ادعي ذلك فدمه مباح كر كرده گوش به هر زمزمه داده و انذار حضرت عيسي را در آخر زمان خودش نشنيده يا انكار كرده كه اي بسا كذبه به اسم من ظاهر شوند و بگويند مسيح هستيم و بسياري را گمراه نمايند زنهار گوش به سخنانشان ندهيد و خبر و ناله جان سوز حجج و پيغمبر در قلبشان اثر نكرده كه اذا فقد الخامس من اولاد السابع من الائمة فالله الله في اديانكم لا يزيلنكم عنها و ديگر الحذر الحذر اذا فقد الخامس من اولاد السابع اين دسته اتباع كل ناعق گشته تشخيص نكرده از امور محكمه به متشابهات فريفته گشته يا برحسب وعده معصومين طول حديث غيبت اسباب ريب و شبهه و تنگي سينه آنها گرديده و رجوع از آنكه قائل به او بوده‌اند نموده غافل از آنكه اين رجوع و ارتداد از علائم و مقدمات قبل الظهور است و از آثار و ثمرات طول غيبت است كه بايد حال مردم قبل ظهور الموعود لا بعدها چنين باشد كه از او رجوع نمايند و منتظرين كم و اندك گردند تا وعده صادقان آشكارا گردد كه فرموده‌اند درباره منتظر قائم يقوم بعد موت ذكره و ارتداد اكثر القائلين [ صفحه 3] بامامته و لا يكون ما تمدون اعناقكم و اعينكم حتي تمحصوا و حتي لا يبقي الا الاندر اما و الله ما يكون ذلك حتي تميزوا و حتي لا يبقي الا الأقل و هيهات هيهات لايكون حتي يذهب ثلثا الناس كه حاصل آنكه ظاهر نشود حجة بن الحسن مگر در آن وقت كه يرجع عنه اكثر القائلين به و او از همان نمره بي‌خبران بوده و چون منشأ اين ضلالت و ارتداد دو چيز بوده يكي بي خبري از آنچه در شريعت اسلاميه در اين باب از وظايف و آنچه درباره موعود رسيده و ديگر تلبيسات و شبهات و نيرنگهاي خصم اسباب ضلالت گرديده لذا اين نگارنده قليل البضاعة محض تنبيه و آگاهي برادران خود قطعيات و متواتراتي كه در اين باب بوده در اين خامه جمع نموده و شكوك و مغالطات خصم را احصاء كرده و پرده‌ي فساد از روي آنها برداشته خدعه و فريب و دزدي آنها را محض بصيرت برادران آشكارا نموده كه اگر در تمام اين رساله مراجعه شود هيچ شبهه و ريبي باقي نماند و حق واضح و آشكارا گردد و اين رساله را مرتب بر يك فاتحه و سه مقاله و يك خاتمه نمود اما فاتحه در بيان پنج نمايش و اما مقاله اولي در بيان سيصد فقره از اخبار معتبره و زيارات و ادعيه مأثوره كه تعيين شخص موعود را باسمه و نسبه مي‌نمايد و ذكر پاره فوائد و اما مقاله ثانيه در اقامه ادله كثيره از طرق مختلفه بر بطلان دعوي اين مدعي جديد و اثبات خاتميت شرع اسلام و نبود دين اخري بعد از آن و جواب از شبهات خصم يا تشكيكاتي كه يافت شود و اما مقاله ثالثه در ذكر اصول عقايد آنها و ابطالش در مرحله اولي و استقصاء تمام ادله ايشان و جواب از آنها در مرحله ثانيه و اما خاتمة پس در بيان بعض فوائد مهمه.

اما نمايش اول از فاتحه كتاب پس در بيان آنكه ازمنه غيبتي كه به ضرورت اخبار متواتره از براي مهدي موعود ثابت گرديده و صد خبر معتبر دال بر آن در مقاله ثانيه خواهد آمد زمان فتنه و امتحان است كه به واسطه طول مدت غيبت دوازدهمي حجة بن الحسن چنانچه در غالب اخبار به همين لسان وارد شده شكوك و ريب پيدا مي‌شود و حالت ياس و قنوط حاصل مي‌گردد و مفتريان و كاذبان و رايات مشتبهه بسيار و بلند مي‌شود و فتنه و ضلالت و ارتداد حاصل مي‌شود و اين كه تا مايوسي و تا تميز و تمحض وتغريد و سرگرداني و حيراني و گم كردن چراگاه و شكسته شدن و رجوع و ارتداد اكثر و تا ظهور شقاوت اشقياء و تا حصول مرتبه تزيل حاصل نگردد اين ظاهر نخواهد شد و بيان تحذير و نصيحت پدران و آگاه كردن پدران از فتن اين زمان پس مي‌گوييم الله الله عبادالله في اعز الانفس عليكم واجتهاد لديكم كه در چنين ظلماتي و بيابان پر خوف و خطري كه صفيرها و صداها از هر طرف بلند و هركسي شما را به سوي خود مي‌خواند كه گوش به اين نداها نداده كه زمان ظهور مفتريان و مدعيان كاذب كه بر حسب اخبار ائمه طاهرين عقايدي فاسده نسبت به آن وجود مبارك و مردم از او رجوع كرده پاره نفي ولادتش كنند و پاره گمان موتش برده‌اند فيقال مات او هلك و جماعتي بگويند روح او در هيكل فلان حلول كرده و جمله تعدي به سوي سيزدهم كنند پس باهوش باشيد كه مبادا از آن جماعت بوده باشيد ملتفت باشيد كه از اهل ضلالت و ارتداد زمان غيبت نباشيد كه اسباب هلاكت ابدي شما شود و بدانيد كه از براي شما يك جان بيشتر نيست و يك عمر و زندگاني اگرآن هلاك شد و آن مدت سرآمد خسران ابدي را از براي خود جلب كرده‌ايد پس به هر صدا و ندا اعتنا نكرده و لااقل احتمال دهيد كه نداها از همان كاذباني است كه مردم را فريب مي‌دهند و به سوي خودشان برمي‌گردانند بلكه ظهور اين مدعيان و بلند شدن اين صداها بلكه گرويدن اكثر خلق به ايشان را مايه ثبات و اطمينان خود قرار دهيد كه اين همان انذارات سابقه و نشان صدق اخبار ماضين است نه آن كه اين دعواها و گرويدن مردم را علامت حقانيت بدانيد چنانچه اين احمقان بر آن رفته‌اند بلكه تامل كنيد كه آن هفتاد نفر مدعي نبوت كاذبه كيان بوده‌اند و كي آمده و آن دوازده نفر مدعي مهدويت چه كسان بوده‌اند و كجا رفته‌اند و آن رايات مشتبهه كه اسباب ضلالت مي‌شوند چه شده‌اند و كي بلند گرديده‌اند و آن فتنه صما و صيلم كه هر بطانه و وليجه و دوست و دشمن را دامن‌گير شود و آن حيرتي كه چراگاه از غيبت امام كم مي‌شود كه از براي شيعه حاصل مي‌شود و آن لغزشها كه قدمها را سست كند كي بروز كرده و ظاهر شده و آن مردماني كه ارتداد و رجوع كرده‌اند و پس از اعتقاد به وجود حجة بن الحسن و امامت غيبت او به واسطه طول مدت از اعتقاد به او برگشته‌اند كيان بوده و هستند كه اگر انصاف باشد آنان را همين مدعيان [ صفحه 4] و اينان را همين پيروان و اين ازمنه و حوادث همان اوان خواهي دانست پس ملتفت باش و در ضرر كه مبادا از سست عهدان و شكنندگان پيمان باشيد و باخبر باشيد كه نشايد از رفتنيها و لغزنده‌ها باشي و بترسيد از آنكه از صبغة الله و من احسن من الله صبغة سيمايتان برگشته الله الله از تقرب بعد الهجرة الله الله از كفران از ولي النعمة الله الله از خروج از قريه امنه مطمئنه كه ياتيها رزقها رغدا باذن الله و دخول در قريه ظالمه كه اذاقها الله لباس الخوف و الجوع الله الله كه هنگامه شب و غروب شمس حقيقت و هنگام فرورفتن آب چشمه است نصيحت را فراموش نكنيد كه ان لواستقاموا علي الطريقة لاسقيناكم ماء غدقا الله الله اندكي به رجوع و تأمل در فرمايشات حجج معصومين بنمائيد كه خبر اين حوادث را داده و دستورالعمل آن را بيان فرموده پس از تامل و تدبر و تفحص از آن اخبار و آثار خودتان دانيد متابعت اين مدعيان مي‌كنيد خود دانيد بر طريقه ثابت مي‌مانيد خود دانيد چنين نباشد كه بي خبرانه غافلانه گول شياطين زمانه را خورده باشيد و خود را نزد اولياء نعم شرمسار كرده باشيد ميوه گوارا به حنظل و گل را به خار و نور را به ظلمت معاوضه كرده باشي و ما در اين نمايش اول از براي تبيين ما زبر و سطر به ذكر پنجاه خبر اكتفا مي‌كنيم كه تامل در آنها اگر انصاف باشد مغني از بحثهاي ديگر خواهد بود پس مي‌گوئيم.

روايات در مورد حضرت مهدي

يكي از آنها روايت صدوق است به استناد خودش تا عبدالله بن فضل هاشمي كه از اجلاء اصحاب است گفت شنيدم از حضرت صادق (ع) كه فرمودند ان لصاحب هذا الامر غيبة لا بد منها يرتاب فيها كل مبطل قلت جعلت فداك و لم قال لأمر لم يوذن لنا في كشفه لكم يعني به درستي كه از براي صاحب امر غيبتي است كه چاره از آن نيست و به شك مي‌افتد در او هر باطل و گمراهي عرض كردم براي چه فرمودند به واسطه امري كه به ما اذن داده نشده كه از براي شما بيان كنيم ديگر روايت معتبره احمد بن اسحق است كه خدمت حضرت عسكري مشرف مي‌شود كه از امام بعد از او سؤال نمايد مي‌گويد آن بزرگوار برخواست و داخل خانه شد پس بيرون آمده در حالتي كه بر گردن آن بزرگوار غلامي بود. به سن سه سالگي و صورتش مانند ماه مي‌درخشيد و فرمود اي احمد اگر نبود كرامت تو نزد خدا اين پسر را بر تو ظاهر نمي‌كردم او است هم اسم پيغمبر (ص) و او كسي است كه زمين را پر كند از عدل اي احمد مثل او در اين امت مثل خضر و ذي‌القرنين است و الله ليغيبن غيبة لا ينجوا من الهلاكة فيها الا من ثبته الله به طريق تاكيد بليغ قسم ياد مي‌فرمايد كه به خدا قسم است هر آينه البته غايب شود يك نحو غيبتي كه نجات نيابد از هلاكت و ضلالت در آن غيبت مگر آنكه خدا او را ثابت و نگاه بدارد احمد مي گويد عرض كردم آيا علامتي هست كه موجب اطمينان قلبم شود كه يك مرتبه آن طفل به سخن آمد و فرمود به لسان فصيح انا بقية الله و المنتقم من اعدائه و لا تطلب اثرا بعد العين يا احمد ابن‌اسحق مي‌گويد عرض كردم بسيار مسرور شدم از اين منت ولي بفرمائيد سنت خضر و ذي‌القرنين كدام است فرمود طول الغيبة طول كشيدن غيبت او مي‌گويد عرض كردم غيبت او طولاني است فرمود اي و رب الكعبه حتي يرجع هذا الأمر اكثر القائلين به يعني بلي قسم به پروردگار كعبه كه غيبت طولاني شود كه بيشتر مردم كه قائل به اين امر بوده‌اند برگردند اي برادران ملتفت تاكيدات اين خبر باشيد و ديگر روايت معتبره محمد بن عثمان سمري كه از نواب اربعه است مي‌گويد خدمت حضرت عسگري بودم كه از آن حضرت سؤال شد كه امام بعد از او جواب داد كه پسرم م ح م د و بعد فرمود الا ان له غيبته يحار فيها الجاهلون و يهلك فيها المبطلون و يكذب فيها الوقاتون ثم يخرج فكاني انظر ا�

Source: http://download.ghbook.ir/downloads/htm/10000/6873-f-13911210-hagh-almobin.htm


مزيد من المعلومات حول سلوبي ابها سلوبي ابها

Leave a Replay

Submit Message